علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

497

آيين حكمرانى ( فارسى )

مذهب شافعى اين است كه شراب ذميان بر زمين ريخته مىشود ؛ زيرا از ديدگاه شافعى شراب مالى نيست كه مضمون ماند ، خواه از آن مسلمان باشد و خواه از آن كافر . چنانچه كسانى آشكارا شراب خرما بنوشند ، از ديدگاه ابو حنيفه ، اين شراب از آن دسته اموالى است كه ملكيت مسلمان بر آن به رسميت شناخته مىشود و از همين روى هم ريختن آن ممنوع است و هم تأديب بر خوردن آشكار آن . اما از ديدگاه شافعى اين شراب همانند شراب انگور مال شمرده نمىشود و ريختن آن هيچ خسارتى را ايجاب نمىكند و از همين روى ، محتسب در برخورد با آن برپايهء قراين و اوضاع عمل مىكند و در نتيجه از تجاهر بازمىدارد و در صورتى كه اين كار از يك معتاد سرزند او را بدان كيفر مىدهد ، هرچند تنها در صورتى حق ريختن شراب او را دارد كه قاضىاى از مجتهدان او را به اين كار فرمان داده باشد ، مباد در اين فرض كه در اين‌باره از او بازخواست كنند به پرداخت خسارت از سوى او حكم شود . در برخورد با مست ، اگر او به مستى تجاهر كند و بيهوده‌گويى و سبكسرى ورزد ، محتسب او را بر مستى و بيهوده‌گويى تأديب تعزير مىكند ، نه تأديب حد ، بدان استناد كه كمتر مراقبت كرده و سبكسرى آشكار ساخته است . در برخورد با كسانى هم كه آشكارا بازىهاى حرام انجام مىدهند ، بر محتسب است كه ابزارهاى بازى آنان را از هم بگسلد تا به قطعه‌هاى چوب بدل شود و عنوان آلات لهو از آن سلب گردد . همچنين بر اوست كه بر تظاهر به اين كار تأديب كند . امّا اگر ادوات اين بازىها چوب‌هايى است كه به كارهاى ديگر نيز مىآيد محتسب نبايد آن‌ها را بشكند . در مورد بازىهاى كودكانه ، مقصود از آن‌ها گناهكارى نيست ، بلكه هدف آموختن چگونگى تربيت فرزند به دختران است و اين بازىها معمولا دربردارندهء وجوهى از تدبير است ، گرچه گاه با نافرمانىهايى چون نقاشى موجودات جاندار و همانندى با بتان نيز همراه مىشود و از اين روى ، هم مجاز گذاردن آن‌ها و هم نهى از آن‌ها هركدام وجهى دارند و بر حسب آنچه شواهد و قراين اقتضا دارد از آن‌ها نهى مىشود يا مجاز به حساب مىآيد . « پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درحالىكه عايشه با دختران بازى مىكرد بر او وارد شد . او را بر همين وضع رها ساخت و با او مخالفتى نكرد » « 1 » .

--> ( 1 ) . « قد دخل النبى - عليه الصلاة و السلام - على عائشة - رضى اللّه عنها - و هى تلعب بالبنات فاقرها و لم ينكر عليها » . حديث را بنگريد در : مسلم ، صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1890 ، ش 2440 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 6 ، ص 233 ، ش 26003 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 23 ، ص 178 ، ش 277 ؛ نووى ، شرح النووى ، ج 15 ، ص 204 - م .